تبليغاتX
دور باطل

خوشحالم از اینکه زنان کتک خورده اند از دست دولت.

 

فیلترینگ!!!!

آسیه می گوید اعتراض می کنیم،

فهیمه می گوید با آسیه موافقم و لینک می دهد به آسیه.حتما اگر پرستو هم فیلتر نبود توی وبلاگش لینکی می داد به آسیه و دیگران لینک می دادند به پرستو و همه به هم لینک می دادند و آن وقت دوباره یک کتک مفصل نوش جان می کردیم و دوباره همان بن بست و باز هم همان.

خوشحالم از اینکه زنان کتک خورده اند از دست دولت. با تمام مخالفت های زینب که برایم ارزشمند است باز هم می گویم خوب شد که، حالا بر اساس اشتباه  یا هر چیز دیگر آن روز به وجود آمد  و یا به قول فهیمه که هیمشه دیگران را ناراحت می کند با حرف هایش به خاطر یک عده جغله فمینیست .. کتک و به بن بست رسیدن همه را به فکر وا داشت. زینب گفت هیچ فایده ای نداشت اما خوشحالم که بعضی از دوستانم که فمینیست نبودند را هم به فکر فرو برد.چه باید کرد؟ شاید یک اشتباه بود و باعث از دست دادن امتیازات فعلی مان شد اما در دراز مدت جواب خوبی می دهد. همین که باعث شد  من و دوستانم و می دانم خیلی های دیگر سر این مسئله به بحث بنشینند و به نتایجی که شاید هیچ وقت نمی رسیدند چون این مورد ملموس بود و حالا می شود بر اساس آن نتایج بهتری گرفت. زنها یک گام جلوتر رفتند چرا که تجربه ی جدیدی به دست آوردند.  عقلانیت زن همیشه به کمکش می آید. باید تلاش کرد. حتی اگر این اعتراض باعث شود یک نفرهم – مثل من- بازگردد و به مسائل طور دیگری نگاه کند باید به این اعتراض خوش بین بود. باید ایستاد کنار و مثل بزرگتری گفت اجازه دهید خودش تجربه کند.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 14:7 توسط الهه حبیبی

 سرکوب زنان/بازداشت ها ادامه دارد/ انتقال سه تن از افراد بازداشت شده به زندان اوین.../ آخرین گزارش از وضعیت اسفناک بازداشت شدگان تجمع میدان هفت تیر/ بیش از صو وسی نفر در تجمع میدان هفت تیر بازداشت شدند/اسامی آزادشدگان تجمع ۲۲ خردد تا این لحظه خسته از خواستن از فریاد از بغض و آرزوها/ و جمع آوری امضا برای نامه ... ار اول بخوانید سرتان گیج نمی رود؟

این اتفاقات شما را یاد تجمع های سالهای اول اصلاحات و تشنج ها و کتک کاری ها و دستگیری ها که در پی شان سلسله وار می آمدند و بعد هم در ستون اخبار خبر کوتاهی از دادگاه فلانی و فلانی نمی اندازد؟ شما را یاد فاجعه کوی دانشکاه نمی اندازد؟... چرا تجربه های شکست خورده را تکرار می کنیم؟

با دوستانی که طرفدار برگزاری تجمع بودند صحبت می کردم حرف شان این بود که ما زنان برای ارتباط برقرار کردن با مردم رسانه ای نداریم و از این راه ها باید با مردم ارتباط برقرار کنیم تا آنها هم خواسته های ما را بدانند و از این طریق می توانیم با زنان دیگر ارتباط برقرار کنیم تا بتوانیم آنها را آگاه کنیم بسیار خوب اما فراموش نکنیم آگاهی ای که در اثر  ناسزا شنیدن و چوب و چماق خوردن به وجود می آید نه آگاهی که کینه ای است برای تقابل و انتقام. تا زمانی که راه اول و دوم را نپیموده ایم توسل به تجمع خیابانی گذاشتن کارکرد آن را لوث می کند...به ماجراهای امروز که نگاه می کنم ناراحت می شوم اما خنده ام می گیرد:  ما برای تغییر قانون مدنی فریاد می زنیم بی آنکه کار تئوریک قابل قبولی در این زمینه ارائه کرده باشیم اما زنان کانادا برای به دست آوردن حق عضویت در پارلمان کشورشان  سال ها نامه نگاری کردند نوشتند و خواندند تا بقبولانند کلمه Persons در قانون اساسی به معنای افراد است و اعم از زنان و مردان، از سال ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۹کارکردن روی یک کلمه و دست آخر هم نتیجه گرفتن بدون چوب و چماقی... ( ترجمه اش را بعد امتحان ها می گذارم توی وبلاگ)

یک عذرخواهی: از دوست عزیزی که وبلاگ حقوق زنان حقوق بشر راه انداخته عذرخواهی می کنم، لینک دادن به وبلاگ شما  به معنای انتقاد به شخص شما نیست. هم چنین به شما به خاطر حس مسئولیت تان تبریک می گویم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 11:25 توسط زینب |

بیانیه شماره دو

با حرکتی آرام و مدنی به شکل مسالمت آمیز در ”پارک“ ميدان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 11:42 توسط الهه حبیبی

تصویری که قوانین ایران از زن ارائه می کنند(زنی که همواره یا در مقام همسر یک مرد، یا دختر باکره یک مرد، یا بیوه یا مطلقه یک مرد تعریف شده و زنی که اعتبار شهادتش نصف مرد است، زنی که برای او ازدواج که یک رابطه هم عاطفی و هم جنسی است تبدیل شده است به داد و ستدی که درآن مهریه و نفقه با تمتع جنسی مرد مبادله می شود و زنی که بی توجه به شخصیت و توانایی اش برای انجام هر کاری نیازمند تحصیل اجازه و رضایت شوهرش است... )* به اعتقاد من تصویر ناقصی است از یک انسان که وجودش تکه تکه شده و تنها بخش هایی از شخصیت او به رسمیت شناخته شده، چنین زنی حتا برای خروج از کشورش نیازمند اجازه شوهرش است...گویی زن به عنوان یک شهروند، یک ایرانی، یک انسان در قوانین ایران چیز عجیب و غریبی است!

         [ Irani woman adjusting her headscarf (NYT Book Review, 13Feb05) (29,138 chars) ]

می خواهم بگویم این قوانین تبعیض آمیز ستم است به جنس زن، اما نه فقط به زن. درست است که همه جنبه های زندگی ما براساس حقوق و قانون قرار نیست بگذرد اما مهم ترین اتفاق های زندگی ما با قانون تنظیم می شود، قانونی که تصویری نادرست و مخدوش از زن بودن و مرد بودن ارائه می کند و نمی تواند پاسخگوی پیشرفت جامعه و نیازهای فعلی آن شود.  آنچه باید تغییر کند نه کلمات کتاب قانون، بلکه نگاهی است که قانون گذار به انسان دارد، تا زمانی که در مقام قانون گذار به انسان ها به چشم مسلمان و غیرمسلمان، زن و مرد، بی دین و دین دار، دوست و دشمن و... می نگریم روابط نابرابرکه  بستر خشونت هستند هم چنان بازتولید می شوند.

* نگاهی بیاندازید به ماده 1019،1085، 1098 قانون مدنی 

Go to fullsize image

 22 خرداد: تجمع مسالمت‎آميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز                                          

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 2:5 توسط زینب |

 

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران، آزادی اجتماعات

 

از آنجا که لازمه یک حکومت مردمی گردهم آیی افراد در محل معینی برای تبادل نظر در مسائل سیاسی و اجتماعی است، در بند 1 ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:" هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آمیز تشکیل دهد." این معنی مورد تایید غالب قوانین اساسی کشورها من جمله ایران است. قانون اساسی ایران در اصل بیست و ششم و بیست و هفتم خود تشکیل احزاب و جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده را یا تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها را با چند شرط آزاد اعلام نموده است.

به طور کلی اجتماعاتی که در یک جامعه ممکن است به وجود آید از دو حالت خارج نیست. یا این اجتماعات برای مدت زمان وسیعی مثلا چند ماه یا چند سال یا دائمی تشکیل می شود که ا زآن به اجتماعات پایدار تعبیر می شود که باید دارای اساس نامه  و مرام نامه باشند. اما دسته دیگر اجتماعات، آن اجتماهاتی است که موقت و ناپایدار هستند و از آن به اجتماعات غیر مستمر تعبیر می کنند مثل میتینگ ها، راهپیمایی ها، گردهمایی ها و غیره که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شرط آن را دو چیز دانسته: یکی اینکه اسلحه حمل نکنند و دوم این که مخل به مبنای اسلام نباشند.

 

ما اسلحه حمل می کنیم یا مخل مبنای اسلام هستیم که اجازه برگزاری هیچ تحصن و راهپیمایی را نداریم؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 1:17 توسط الهه حبیبی |

زنم.

زیبا. دلربا. دلفریب. رقصنده. خمار. لوند.ترد اما شکننده.

سال ها پرستیده شدم. مجسمه ای ارزشمند یا تابلویی محرک؟

عروسکم من؟ چرا؟ من را باور کن! مرد ناخواسته مرد شده!

من آفریده نشدم تا تو نیک زندگی کنی. زنده ام. زندگی می خواهم.

می فهمم. این را می فهمی؟

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 22:14 توسط الهه حبیبی |

  

سومین جلسه از سلسله کلاس های دکتر علیجانی با موضوع زن در متون مقدس چهارشنبه(۱۰ خرداد) این هفته از ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه تا ۱۹ و ۳۰ دقیقه در کتابخانه حسینیه ارشاد برگزار می شود.

بقیه اش ر ا در اینجا می توانید بخوانید

 

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 18:8 توسط زینب

انسان خودش را در فضای اجتماعی می شناسد، در افقی از تاریخ، همان طور که جاری در اتفاقات و امور هر روزه ی جهان است، گاهی انگار کمی آن طرف تر می ایستد و  نظاره گر امور می شود: 

آن گاه که احساس می کنی چیزی نادرست است، یا غیر انسانی و غیر منصفانه است. انگار ارتباط دنیای درونت با جهان خط خطی می شود و احساس می کنی حضورت نادیده گرفته می شود. دلت می خواهد اعتراض کنی.این احساس توست که وجود دارد، احساس اعتراض! اصالت توست که به اعتراض وجود می دهد، اگر این گونه بیندیشیم پس تو حق داری هرگونه که دلت خواست اعتراض کنی. مهم این است که احساس اعتراضت را به دیگران نشان بدهی و آن را بنمایانی... می توانی حتا دست به خشونت بزنی می توانی دست به عملیات انتحاری بزنی یا می توانی تمام فرصت های نیکی که خودت و دیگران داشته اید را نابود کنی! اگر کمونیست باشی می توانی فکر کنی با تشدید تضاد تاریخ حرکت انسان را به سمت کمونیسم شتاب می دهی! می توانی به چیزهایی بیاندیشی که هیچ ربطی به موضوع اعتراضت نداشته اند می توانی برای بشریت شعار بدهی و بگویی اگر همه چیز آن طور شود که تو می گویی سعادت همگان را تضمین می کنی! می توانی همه چیز را به همه چیز ربط دهی و اعتراض را مثل یک بادکنک بادکنی تا بترکد. بعد هم حتما از اول سطر شروع می کنی به نوشتن...این طور اگر بشود معمولن به نظر می رسد هیچ اشکالی ندارد به خاطر اینکه هیچ چیز تغییر نمی کند، آنچه اتفاق می افتد این است که یکی دیگر از برگ های درخت می افتد- طبیعی ترین اتفاقی که در دنیا رخ می دهد- و تو اعتراض را که می توانست خیری را به انسانها هدیه کند کشته ای...اعتراض می تواند به انسان ها خیری را هدیه کند چرا که ایده برتر و انسانی تر و منصفانه تری است که امور را و انسان را به مرتبه عالی تری فرا می خواند، بنابراین باید گفت آن چه به اعتراض وجود می دهد شخص معترض نیست، بلکه آن ایده ی برتر و همگانی بودن امور انسانی است که به او اصالت می دهد. هر امر انسانی ای به نسبتی عمومی است بنابراین اعتراض هم یک وجود * اجتماعی است که به همه انسان ها مربوط می شود و به همین دلیل باید برایش حق کیفیت حیات قائل شد و آنگاه تنها کسانی در موقعیت رعایت کردن یا رعایت نکردن این حق هستند که راهی به معرفت آن ایده برتر یافته اند.

*(به عمد از کلمه وجود به جای پدیده استفاده کردم: اعتراض در جامعه و زمانی که انسان ها با پیش فرض عمومی بودن امری در مورد آن می اندیشند متولد می شود)

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 21:50 توسط زینب |

 

تنهايي ماه

در تمام طول تاريكي
سيرسيركها فرياد زدند
ماه اي ماه بزرگ
در تمام طول تاريكي
شاخه ها با آن دستان دراز
كه از آنها آهي شهوتناك
سوي بالا مي رفت
و نسيم تسليم به فرامين خداياني نشناخته و مرموز
و هزاران نفس پنهان در زندگي مخفي خاك
و در آن دايره سيار نوراني شبتاب
 دقدقه در سقف چوبين
ليلي در پره
غوكها در مرداب
همه با هم ‌ ‚ همه با هم يكريز
تا سپيده دم فرياد زدند
ماه اي ماه بزرگ ...
در تمام طول تاريكي
 ماه در مهتابي شعله كشيد
ماه
دل تنهاي شب خود بود
داشت در بغض طلايي رنگش مي تركيد
  فروغ

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 20:15 توسط الهه حبیبی |

سیم خاردار جهیزیه ی مادرم بود

در مرز جاده ای که به ماه تلخ می رسید.

من بی مهر با تو می خوابم

عاشق تر اما بر می خیزم

این جا روسپیان پاپتی

برای جفتی کفش و یک دست چینی گل دار

مصدق را تا انتهای ولی عصر می روند...

 

گراناز موسوی

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 19:56 توسط |