|
وبلاگ نشریه فمینیستی دور باطل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
|
تجاوز جنسی صورت می گیرد، بدون اینکه هیچ کس متوجه شود. یکی از طرفین این ارتباط کودک است. کودکی که ترسانده شده و یا هنوز نمی داند چه اتفاقی برای اش افتاده. یا می داند اما نمی تواند زبان باز کند. شاید یکی ازکریه ترین اعمال در هر نوع نظام اخلاقی، زنای با محارم و یا تجاوز جنسی نسبت به کودکان باشد. کودکانی که در سنین رشد قرار دارند و این عمل، زندگی روانی آن ها را دگرگون می کند. این نگرانی همه ی ماست که کودکان مان را از دسترس انسان هایی که نمی شناسیم، دور نگه داریم. حبس شان کنیم در خانه،در کوچه و خیابان با چشم دنبال شان کنیم از ترس تجاوز. تجاوزی که پنهان است و هیچ قانون و ضوابطی آن را در بر نمی گیرد. این نگرانی که شاید ما متوجه نشویم و بر سر کودک معصوم مان بلایی بیاید جاودانه. شاید مرد بیماری....
چرا زنای با محارم و به طور کلی تجاوز جنسی نسبت به کودکان اتفاق می افتد؟ برای تبیین این موضوع، با ید دو مسئله را تحلیل کنیم. اول اینکه چرا باید بزرگسالان به اعمال جنسی در ارتباط با کودکان جلب شوند و دوم، چرا باید مردان اکثریت تجاوز کنندگان را تشکیل دهند؟
در نوشتن این مقاله قصد بیان اندیشه خود در مورد ادیانی را که بررسی کردم نداشتم اما این بار جسارت را بر خود تحمیل کردم تا به دور از تنگ نظری و اغماض و تعصب به بررسی ادیان بپردازم. همه ادیان راهی به سوی نور هستند اما به تمامی هدایت هستند نه خود هدف، بنابراین هر شخص می تواند راه های مختلف را برای رسیدن به هدف طی کند . هر کس صاحب عقیده و مکتبی باشد که در آن تفکر نقش اصلی را ایفا می کند به نوعی برابر با شرع است، از آن رو که " ما حاکم به الشرع حکم به العقل"ونیز عکس آن.
در هر دینی نکات مثبتی وجود دارد و نکاتی که منفی به نظر می رسد،...
مقدمه: تا دهه 1960 جامعه شناسان عقیده ای راسخ داشتند که در جوامع غربی نقش های زن و مرد در خانواده بیش از پیش به سوی همانندی می رود و برابری حقوق و آموزش ایجاد شده باعث از بین رفتن الگوهای سنتی خانواده می شود. گور( 1970 )این شکل خانواده را خانواده متقارن نامید اماپژوهشگران فمینیست با توجه به دو عرصه اصلی – کار خانگی و بچه داری – این فرضیه را مورد تردید قرار دارند. 1
تعریف کار خانگی:
در اوایل روزهای استفاده از حسابداری ملی در سال1943، مارگارت ریدیک تعریف رسمی از چیزی که به عنوان "خدمات همسران خانه دار"از آن یاد می شود به شرح زیرارائه داد:
کودکان کار و خیابان به کودکانی گفته می شود که در شهر ها ی بزرگ برای ادامه بقای خود مجبور به کار یا زندگی در خیابان به دلیل فقر، رها شدن یا آزردگی از خانواده و مهاجرت به این کار روی می آورند.
بر اساس مطالعات سازمان بهداشت جهانی اکثر کودکان خیابان مورد سوء استفاده جنسی و اقتصادی قرار می گیرند و بسیاری از آنها به بیماری غیر قابل درمان مبتلا می شوند. بر اساس گزارشی از یونیسف که در بین ...
این حرف ها را که خواندم داغ دلم تازه شد. فریبا داوودی مهاجر، حرف های جالب زده است. واقعا صدا و سیما دنبال چه هدفی است. اصلا روی این برنامه هایی که می سازند فکر هم می کنند؟!
من به زن و مرد همیشه پیش از هر چیز به دید انسان نگریسته ام. تجربه های تلخ و شیرین و مطالعات جسته گریخته، مرا متوجه تفاوت آنها کرده است و می کند، البته منظورم تفاوت های فیزیولوژی نیست. هنوزهم معتقدم بسیاری از تفاوت های غیر فیزیولوژی، از تربیت اجتماعی و خانوادگی ناشی می شوند. اما آن قدر در جوامع ریشه دارند، که ادامه
سخت بود اما بالاخره کارش را تمام کردیم. شماره ی جدید نشریه را می گویم. توی این وضعیتی که حسابی سرمان شلوغ است بالاخره تمام شد. البته اگر تمام شده باشد. چون هنوز قسمت اصلی یعنی دادن هزینه ی چاپ مانده که این طورکه به نظر می رسد، باید پولش را بین خودمان تقسیم کنیم. حالا حالا خبری از پول نیست. بیچاره خانواده هایمان که همیشه باید جور مار را بکشند. اما بالاخره باید یک کاریش کرد.
این شماره نشریه همان طور که قبلن گفته بودم ویژه ی کودک بود. البته مطالب دیگری هم داریم که اگر زینب همت کند همه شان را می گذاریم توی وبلاگ. فردا توی دانشگاه تهران و علامه توزیع می شه. البته نه همه ی دانشکده ها. شاید این وبلاگ باعث شد ما دوستان جدیدی هم توی دانشکده های دیگر پیدا کنیم.
امروز توی دانشکده خبر های خوبی بود. سمینار حقوق کودک . کار بچه های انجمن علمی حقوق. فکر کنم باید یک خسته نباشید بهشان بگویم. ساناز، زهرا، سمانه، حسین وخیلی از بچه ای دیگه ای که اسمشون رو یادم نمی یاد، خسته نباشید.

فرار کردم یه بند جیغ می کشیدم مطمئن بودم هیچ کس کمکم نمی کنه با این حال جیغ می کشیدم خودمو انداختم توی انباری. تاریک تاریک بود درو بستم قفلشم انداختم چند بار کوبید به در داد و بیداد می کرد همه آدم ها اومده بودند از درز در می دیدمشون.کلنگ رو برداشت با کلنگ در رو شکوند اومد تو من جیغ می کشیدم و التماس می کردم می دونستم هیچ راه فراری نیست ولی از ترس جیغ می کشیدم یه چاقو زد افتادم و دیگه ساکت شدم... از پشت گردنم شروع کرد به بریدن...
من روی زمین افتاده بودم و اون با زحمت کله مو از تنم جدا می کرد. وقتی کلم کنده شد موهامو دور دستش پیچاند و برم داشت از روی زمین و از انباری رفت بیرون مردم براش کف زدن و هلهله کردن.
مطلبی را نوشته بودم در مورد کودکان ایرانی که به دلیلی داشتن پدر خارجی نمی توانستند تابعیت ایرانی داشته باشند. این مسئله در کشور ما به خاطر حضور مهاجران افغانی و عراقی به مسئله ی پررنگی برای کودکان تبدیل شده که حتی با داشتن مادر ایرانی وسکونت در ایران نمی توانند به مدرسه بروند واز امکانات دیگری که کودکان ایرانی دارند بهره مند باشند. انتقال تابعیت از مادر به فرزند در قوانین کشور ما امکان پذیر نبود. با این وجود فراوانی مهاجران افغانی و عراقی وهمچنین تعداد زیاد کودکانی که بر اساس این موضوع، در کشورمان وضعیت مشخصی نداشتند،زمینه را فراهم کرد تا پس از تلاش های فراوان، مجلس طرحی را تصویب کرد و امکان انتقال تابعیت از مادر به فرزند را ایجاد کرد.
مطلبی که نوشته بودم باید باز نویسی شود. اما این خبر بسیار خوشحال کننده است.