تبليغاتX
دور باطل
وبلاگ نشریه فمینیستی دور باطل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
                      

                    

یادم نیست اولین بار کجا دیدمش، ولی یک بار در خانه یکی از دوستانم بودیم مهربان و آرام بود، با ما سخن نمی گفت نمی دانم چی را داشت پاکنویس می کرد... بعدها در دانشکده می دیدمش سلامی و لبخندی... یک بار هم در دانشکده علوم اجتماعی دیدمش، پایش شکسته بود و با عصا راه می رفت، گفتم چی شده؟و... مواظب خودت باش و... خداحافظ.

              برایش بهترین آرزوها را می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9:26  توسط زینب  |