همه ی ما تجربه ی مزاحمت های جنسی را داشته ایم. هر روز و شاید بی اغراق در هر روز چند بار. اگر روزی چند متلک نشنویم، روزمان شب نمی شود. گذشته از متلک ها و نگاه هایی که برای همه زنان هست ، گاهی کار از این هم جلوتر می رود، آزار جنسی در محل کار. محلی که شاید به دلایل مختلف زنان را مجبور به سکوت کند. دلایلی مثل از دست دادن کار، مورد تمسخر دیگران قرار گرفتن، قدرت و نفوذ بیشتر سرکارگر و رئیس و غیره.
بعضی اوقات فکر می کنم که این آزار های جنسی انقدر با زندگی روزمره ی ما آمیخته شده که برای هیچ کدام مان مهم نیست. در اوایل ورود به جامعه مثلا 17 یا 18 سالگی شاید شکایتی بکنیم و هر جا که گیرمان آمد مثل اتوبوس و یا تاکسی بلند اعتراض کنیم اما کم کم عادت می کنیم و حتی اعتراض هم نمی کنیم، بی تفاوت می گذریم. راستی شما هم مثل من در مقابل متلک ها سکوت می کنید؟

در کتاب فرهنگ نظریه های فمینیستی، در زیر اصطلاح مزاحمت جنسی چند سطر نوشته شده که برای ما هیچ معنایی ندارد.شاید هم به نظرمان کمی خنده دار برسد. هرچند به مزاحمت ها عادت کرده ایم اما نگاهی به این سطور بیندازیم:
مزاحمت جنسی
شکلی از تبعیض جنسی که فقط به لحاظ حقوقی و قانونی از زنان در برابر آن حمایت می شود. مزاحمت جنسی می تواند شامل موارد زیر باشد:
... پیشنهادات مکرر و یک طرفه ی لفظی یا چنسی، متلک پراندن ها، اظهارنظرهای موهن و تلویحا جنسی و یا اشارات تبعیض آمیز جنسی که توسط شخصی در محل کار صورت گیرد و برای شخص مخاطب آزاردهنده باشد، و باعث احساس خطر، حقارت،مرعوب شدن و یا رنج در مخاطب شود، یا در انجام کار او اختلال ایجاد کند، امنیت شغلی او را به خطر اندازد یا در محیط کار فضای تهدید آمیز ایجاد کند.
اصطلاح مزاحمت جنسی در امریکا و با موج دوم فمینیستی شکل گرفت. پذیرش وجود مزاحمت جنسی از سوی مردان نسبت به زنان به مثابه ی شکلی از خشونت جنسی در محل کار باعث شد که مزاحمت جنسی از مسئله ای خصوصی و فردی به دغدغه ای عمومی و سازمانی تبدیل شود، و کمی بعد در امریکا قانونی در این باره وضع شد. در مصوبه ی تبعیض جنسی سال 1975 در بریتانیا مزاحمت جنسی جزو موارد تبعیض جنسی ذکر نشده بود، اما در 1986 دادگاه جنایی مقرر داشت که مزاحمت جنسی می تواند با تبعیض جنسی به ترتیبی که در قانون تعیین شده است هم ارز باشد. بسیاری از نویسندگان فمینیست مزاحمت جنسی را خشونت جنسی توصیف می کنند. گیبسن بورل مزاحمت جنسی را مکانیسمی می داند که مردان برای کنترل زنان در سازمان ها و شرکت ها از آن استفاده می کنند.